در یک بندر تجاری دورافتاده آمریکای جنوبی، مدیر یک شرکت باربری هوایی برای برنده شدن یک قرارداد مهم جان خلبانان خود را به خطر می اندازد...
« جوديت تراهرن » ( ديويس ) دختر ثروتمند و بىقيد و بند در مىيابد كه تومور مغزى دارد. او دلباختهى پزشك معالجش ، دكتر « فردريك استيل » ( برنت ) مىشود و آن دو ازدواج مىكنند.
با زیرنویس چسبیده
« هيت كليف » ( اوليوير ) در خانهى خانوادهى « لينتن » بزرگ مىشود و به دختر « لينتنها » ، « كاترين » ( اوبرون ) ، محبتى عميق پيدا مىكند. پس از فوت پدر خانواده ، ادارهى امور به دست برادر بى كفايت « كاترين » مىافتد. خيلى زود « هيت كليف » كه نسبت به علاقهى « كاترين » به خود دچار ترديد شده خانه را ترك مىكند...
دلیجانى که از خطهاى در معرض خطر حمله ى سرخپوستان میگذرد ، مکان تقابل شخصیتهایى متضاد میشود و از جمله رابطه اى نجاتبخش را میان « رینگوکید » ( وین ) و « دالاس » ( ترور ) پاکدل به بار می آورد.
با زیرنویس چسبیده
با دوبله فارسی
راکی سالیوان، خلافکار معروفی که سال ها زندانی کشیده، بعد از آزادی، به دنبال طلبش می رود در حالیکه دوست قدیمی اش جری، که اکنون کشیش درستکاری شده، می خواهد با تشکیلات فاسد جامعه مبارزه کند که به ناچار، راکی هم یکی از آنهاست...
فردینان که اخیراً شکست عشقی خورده، بعنوان یک دیپلمات تازه کار به تنگهی سوئز فرستاده می شود و زمانی که او از آنجا دیدن میکند متوجه می شود اینجا بهترین مکان برای ایجاد یک کانال است...
در سالهاى اوج جنگ جهانى اول ، زندانيانى از كشورهاى مختلف متفق در بازداشتگاهى آلمانى به اسارت در آمدهاند. بعد از اینکه چندین مورد فرار اتفاق می افتد، زندانی ها را به یک قلعه خوفناک منتقل می کنند که به نظر می رسد فرار از آن غیر ممکن باشد...
"پدر فلانگان" پس از شنیدن اعترافات یک مجرم تصمیم می گیرد پناهگاهی با نام "شهر پسران" تاسیس کند."وایتی مارش" به آنجا می رود اما فرار کرده و گرسنه باز می گردد.او دوباره فرار می کند اما وقتی دوستش تصادف می کند بار دیگر باز می گردد.او فرار کرده و به گروه برادرش می پیوندد و...
مردی از یک خانواده ثروتمند با زنی خوش اخلاق، اما از خانواده ای کاملا غیرعادی نامزد می شود و ماجراهایی پیش می آید که...
« پروفسور هنرى هيگينز » (هوارد)، استاد زبان شناسى، در بازار لندن با دختر عامى گلفروشى « اليزا دوليتل » (هيلر) رو به رو مى شود و با دوستش، « كلنل پيكرينگ » (ساندرلند) شرط مىبندد كه به او فن بيان بياموزد...