"مارگریت" عمیقا عاشق "آرماند دووال" مردی متعهد می شود. وقتی پدر "آرماند" به او التماس می کند از ازدواج با او منصرف شده و آینده و موقعیتش را خراب نکند، او عشقش را ترک می کند. اما وقتی فقر و بیماری کشنده او را در هم می شکنند، "مارگریت" متوجه می شود که "آرماند" عشقش را به او از دست نداده و...
یک روزنامه نگار به همراه نامزد و وکیلش نقشه ای طرح ریزی می کنند تا پس از شکایت زنی قدرتمند به جرم تهمت، داستانی دروغ را به واقعیت تبدیل کنند...
یک سازنده اتومبیل بازنشسته می پذیرد به تعطیلاتی اروپایی برود تا همسر خود را راضی کرده.همسرش که سن خود را انکار می کند قصد دارد از این سفر برای آشنا شدن با مردان دیگر استفاده کند...
« آيرين » ( لومبارد ) و « كورنليا » ( پاتريك ) دو خواهر ناز پرورده هستند كه براى تلكه كردن مردم در خيابان پارك برنامه اجرا مىكنند. « كورنليا » سعى مى كند از مرد فقيرى به نام « گادفرى پارك » ( پوئل ) استفاده كند ، اما « گادفرى » بر آشفته مىشود...
یک هنرمند به همراه یک کلاهبردار به نیویورک سفر می کنند تا 25000 دلار که او برای ازدواج با نامزدش احتیاج دارد بدست بیاورند. اما خود را گرفتار رقصنده ای زیبا و مشتاق می بیند...
دو مرد در سان فرانسیسکو سال 1906، زندگی شخصی و حرفه ای خود را درگیر خواننده ای زیبا کرده و با هم برای تحت تاثیر قرار دادن او رقابت می کنند...
« جو ويلر » ( تريسى ) هنگام بازگشت به زادگاهش به اشتباه به اتهام آدمربايى دستگير و در زندان شهرى كوچك زندانى مىشود. شواهد و شايعات عليه او ، مردم را ترغيب مىكند تا به زندان حمله كنند و آن را آتش بزنند.
با زیرنویس چسبیده
« آقاى ديدز » ( كوپر ) ، مرد سادهاى اهل شهرى كوچك ، ميليونها دلار به ارث مىبرد و تصميم مىگيرد پولش را به نيازمندان ببخشد. وقتى به نيويورك مىرود ، عده اى انگل گردش را مىگيرند ، و زنى روزنامهنگار ( آرتور ) دربارهى او گزارشهايى مسخره چاپ مىكند...