درو فران را که به سن بلوغ میرسد دنبال کنید و متوجه میشوید که او آخرین نفر از یک سلسله طولانی گرگینهها و فرمانروای برحق (و در عین حال بیمیل) سرزمینی است که توسط Werelords اداره میشود. درو باید برای از بین بردن ظلم شیرسالاران و پس گرفتن تاج و تخت بجنگد.
این نمایش یک تیم سافت بال مدرسه راهنمایی را در هفته منتهی به بازی قهرمانی آنها دنبال می کند و هر قسمت از دیدگاه شخصیتی متفاوت روایت می شود.
جاستین روسو زندگی عادی و فانی را با خانواده اش، گیادا، رومن و میلو انتخاب کرده است. اما وقتی الکس، خواهر جاستین، بیلی را به خانهاش میآورد تا به دنبال کمک باشد، جاستین متوجه میشود که باید مهارتهای جادویی خود را برای راهنمایی جادوگر در حال آموزش و در عین حال که مسئولیتهای روزمرهاش را انجام میدهد - و از آینده دنیای جادوگران محافظت کند.
دختری با موهای صورتی رنگ به نام «استفانی» به همراه عموی خود به شهر تنبل مسافرت میکنند و او سعی میکند فواید فعالیت جسمانی را به آنها نشان دهد.
اوا که مجبور به فرار از پناهگاه زیرزمینی خود به سوی سطح زمین است، دنیایی را کشف می کند که شبیه آن چیزی است که او انتظار داشت. در حالی که او در زمین های خطرناک و تمدن های ناشناخته سفر می کند، اوا به دنبال پاسخ به این سوال نهایی است: آیا او آخرین انسان است؟
ماجراهای دختر جوانی را دنبال کنید که در یک گروه دزد در یک قلعه قرون وسطایی اسکاندیناوی متولد شده است. همانطور که رونجا بزرگ می شود، متوجه می شود که جنگل اطراف می تواند مکانی جادویی و گاهی خطرناک باشد که پر از موجودات عجیب و غریب است.
داستان عشق هنرپیشهای که یک شبه به کف میرسد و یک کارگردان تهیهکننده (PD) که از روی عشق او را دوباره روی پای خود میگذارد.
دیوی و جونزی، احساس میکنند که با همسالان خود و پسزمینههای پیش پاافتاده دبیرستانشان بیتفاوت هستند. وقتی متوجه میشوند که قفسهشان در واقع یک پورتال به یک Multiverse است، وارد ماجراجوییهای جدیدی میشوند.
مته و ناز فرزندان مورد علاقه خانواده های ثروتمند و قدرتمند هستند. هر دوی آنها خراب هستند و عادت کرده اند به هر چیزی که در زندگی می خواهند برسند. داستان آنها که با وعدههای خانوادههایشان در کودکی آغاز شده، امروز با ناتوانی در جدایی از یکدیگر به سوی ازدواج پیش میرود. اما وقتی خدمتکار ناز، اینسیلا، که از کودکی با او بوده، ناگهان در مقابل مته ظاهر می شود، مته تمام تصمیماتی که در زندگی گرفته است را زیر سوال می برد. آیا این برخورد بین اینسیلا و مته مسیر داستانی را که ناز با تمام لجبازی نوشته بود تغییر می دهد و به مته کمک می کند تا عشق واقعی را پیدا کند؟