سرحات، یکی از اولین اعضای «عملیات ویژه» و با 30 سال وقف برای مبارزه با تروریسم، سال ها در مرز خدمت کرد. زمانی که او پس از یک ماموریت ویژه به استانبول باز می گردد، با شهری کاملا متفاوت مواجه می شود.
تورگوت، پسر احمد نیازی افندی، شیخ یکی از لژهای قدیمی استانبول، به خاطر ادا که عاشق اوست، از پدرش و لژ فاصله گرفته است. ادا تصمیم گرفت با ساواش ازدواج کند، اما نتوانست خوشبختی پیدا کند. سال ها بعد، ادا و تورگوت دوباره به هم می رسند و شگفتی های جالبی در انتظار آنهاست.
پدر دردمند سلیم که دخترش کشته شد، برای روشن شدن این حادثه که عاملان آن پیدا نشد، تحقیقات خود را انجام می دهد و در پخش زنده از متهمان سوال می کند و تصمیم گیری را به مخاطب واگذار می کند.