یک نوجوان از طبقه متوسط جامعه از خانه فرار می کند و تصمیم می گیرد به عنوان یک فاحشه تلفنی مشغول به کار شود. در مدت کوتاهی ، او برونا سرفستیستینا می شود و پس از نوشتن برنامه روزانه خود در یک وبلاگ ، به بدنامی شهرت می یابد.
برزیل
کارین، لونا و ماگالی بدون امید به پیشرفت شغلی، تصمیم گرفتند از دانش خود برای بهبود آن استفاده کنند.