رائول - که اخیراً به سرطان مبتلا شده است - و مارتا - که تازه فهمید باردار است- را دنبال می کند که در مراسم تشییع جنازه یکی از همکلاسی های دبیرستانی یکدیگر را ملاقات می کنند و دوستی خود را از سر می گیرند و باورهای خود را آزمایش می کنند.
"والریا" نویسنده ای است که در دو مورد به بن بست رسیده است، اولی ارتباط با همسرش دومی نوشتن. اما ارتباط او با دوستانش "کارمن"، "لولا" و "نارا به او آرامش می دهد ...