سریالی کمدی بر اساس نمایشی که برنده ی جایزه های مختلفی هم شده است به همین نام. داستان در مورد زن جوانی که صاحب کافه ای در لندن است و می خواهد با زندگی در لندن کنار بیاید در حالی که با اتفاق غم انگیزی که اخیرا برایش رخ داده، دست و پنجه نرم می کند. این سریال که دیوار چهارم را شکسته دارای صحبت های مستقیم شخصیت اول، "فلیبگ" با دوربین و صحبت مستقیمش با بیننده است...
داستان فیلم در بازه زمانی رخ می دهد که یک بیماری همه گیر در سیاره زمین پخش شده و اکنون تنهای جای امن، آسمان و ارتفاعات است.
دو کمدین انگلیسی، سفری به ایتالیا را شروع می کنند تا در شهرهای تاریخی و مهم آن سری به رستوران های مشهور و معتبر بزنند. از غذاهای ایتالیایی لذت ببرند و فیلم های عمدتا هالیوودی را به تمسخر بگیرند و فعالیت دیگر بازیگران را نقد کنند.
داستان زندگی گروهی از ماماها که در اواخر دهه 1950 تا اواخر دهه 1960 در شرق لندن زندگی می کردند را نمایش می دهند و..
وقتی ناظر از "استیو کوگان" می خواهد تا به بهترین رستورانهای کشور سفر کند، او تصور می کند این بهترین آغاز با دوست دخترش است. اما وقتی او ترکش می کند، "استیو" جز بهترین دوستش "راب برایدون" کسی را برای همراهی پیدا نمی کند و...
در همین حال که جنگ جهانی دوم شدت میگیرد، تبهکاران سعی میکنند از هرج و مرج به نفع خود استفاده کنند. اما در شهر هستینگز به لطف کارآگاه "کریستوفر فویل" آنها شانس زیادی ندارد. او به مبارزه با بازار سیاه، سوداگری و قتل می پردازد و از طرفی دیگر پسرش "اندرو" که خلبان نیروی هوایی سلطنتی است با دشمن در میدان نبرد میجنگد...
"هرکول پوآرو" که یک کارآگاه مشهور بلژیکی است، به همراه همکارش "کاپیتان هستینگز" پروندههای اسرار آمیز را حل میکند...