یک ولگرد، کیف دستی دختری را می دزدد، اما زمانی که میخواهد جیب چارلی را بزند، سیگار و کبریتش را از دست می دهد و...
"چارلی" هنگام قدم زدن با سگ خود، در حالیکه از یک اردوگاه تمرینی که به دنبال یک رقیب بوکس هستند عبور می کند، یه نعل اسب خوش شانسی پیدا می کند. پس از مشاهده باخت چند نفر، او نعل را در دستکش خود گذاشته و مسابقه را برنده می شود و...
پس از اینکه از کافه بیرون می آیند، چارلی و بن باعث ایجاد یک آشوب در یکی از رستوران های شهر می شوند. بعد از آن چارلی خود را در یک موقعیت خطرناک در یک هتل کنار همسر خدمتکار می بیند و...