«استيون» (راسل) و «برايان مکافري» (بالدوين)، پسران يک آتش نشان شيکاگويي هستند که هنگام انجام وظيفه جانش را از دست داده است. «استيون» معتقد است «برايان» نمي داند که براي ماندن در اين حرفه، چه زحمت ها بايد کشيد و چه جان فشاني ها بايدکرد. «برايان» را به بخشي «بي خطر» انتقال مي دهند و مأمور مي شود به مأمور تحقيق اداره، «دانلد ريمگيل» (دنيرو) که سعي دارد از چند و چون يک سلسله آتش سوزي سر در بياورد، کمک کند...
با زیرنویس چسبیده
با دوبله فارسی
«ری تانگو» (استالون) و «گیب کش» (راسل)، دو پلیس لس آنجلسی، به شدت «ایو پره» (پالانس)، سر دسته ی یک گروه خلافکار بین المللی را به دردسر می اندازند. «پره» نیز به جای کشتن این دو، با پاپوش دوختن، هر دو را روانه ی زندان می کند…
با زیرنویس چسبیده
منطقه ي ساوت بي، لس آنجلس. «ديل مکاسيک» (گيبسن)- که روزگاري قاچاقچي مواد مخدر بوده و حالا تلاش مي کند زندگي شرافتمندانه اي داشته باشد- مي پذيرد تا در مورد يک معامله ي مواد مخدر به دوست وکيلش، «اندي لنرد» (گراس) کمک کند. «رابط» آنان در اين ماجرا، «نيک فرشيا» (راسل) مأمور مخفي دايره ي مواد مخدر و دوست قديمي «مکاسيک» است، که اجازه مي دهد «مکاسيک» فرار کند...
با زیرنویس چسبیده
یک زن زیبا اما ظالم یک مرد نجار را سر کار می گذارد، اما همین مرد بعدا زمانی که زن دچار فراموشی شده، برای انتقام وانمود می کند که شوهر اوست...
با زیرنویس چسبیده
وقتی راننده کامیونی به نام “جک برتون” می پذیرد دوستش “وانگ چی” را برای دیدن نامزدش به فرودگاه ببرد،هیچاه تصور نمی کرد وارد نبردی بین خیر و شر شود.نامزد “ونگ” چشمهای سبزی دارد که او را تبدیل به هدفی برای یک ساحر نامیرا می کند و…
داستان "کارن سیلکوود" کارگر نیروگاه پلوتونیوم اوکلوهاما که برای جلوگیری از فاش کردن نقض امنیت کارگران نیروگاه به عمد آلوده شده،از نظر روانی شکنجه شده و احتمالا به قتل رسیده...
با زیرنویس چسبیده
دانشمندان با یک موجود فضایی روبرو می شوند که مدام تغییر شکل می دهد، و در واقع به شکل کسانی که به قتل می رساند، در می آید.
با دوبله فارسی
بچه روباهي به نام «تاد» با توله سگ شکاري، «کاپر» دوست مي شود. اما اين دو، بزرگ که مي شوند نمي توانند باز هم دوست يکديگر باقي بمانند...
با زیرنویس چسبیده
با دوبله فارسی
سال ۱۹۹۷ با رشد چهارصد درصدي جرايم، منهتن به صورت زنداني سخت محافظت شده درآمده است. وقتي رئيس جمهور امريکا (پلزنس) در راه سفر براي شرکت در يک کنفرانس مهم سران، ربوده مي شود، «اسنيک پليسکن» (راسل)، قهرمان سابق جنگ و محکوم فعلي مسئول پيدا کردن او مي شود.
«روي» و «لوک فوکس» (هر دو واردن)، برادران دوقلوي رقيب، صاحب دو بنگاه فروش اتوموبيل هاي کارکرده هستند. اما «لوک» را کارمند جوانش، «رادي» (راسل) نيز به دردسر انداخته، چون«رادي» در پي به دست آوردن ده هزار دلار براي خريدن کانديداتوري در رقابت سناتوري ايالت است...