پس از یک سخنرانی توهینآمیز، سرهنگ پاتریک کویین به فرماندهی پایگاه استروپسدورف در هلند منصوب میشود؛ پایگاهی که به عنوان «بیاهمیتترین پایگاه ارتش در جهان» شناخته میشود. این پایگاه هدف استراتژیکی ندارد، اما امکاناتی مانند غذاخوری با کیفیت میشلن و تنها پنیرخانه ارتش را داراست. کویین تلاش میکند نظم و انضباط را بازگرداند، اما باید با فرمانده قبلی پایگاه، دختر جداشدهاش مگی، همکاری کند
12 رقیب آموزش ندیده تلاش می کنند تا در شرایط بسیار طاقت فرسا، زمین های خطرناک و تهدید شکارچیان ترسناک در بیابان نابخشوده کانادا زنده بمانند. در همین حال، چند مایل دورتر، اعضای خانوادهشان در یک دفتر مرکزی منزوی محبوس شدهاند و آنها را تماشا میکنند که به تنهایی از طریق یک فید زنده 24/7 در محیط خطرناک خود حرکت میکنند.
گوردون رامزی، آشپز مشهور جهان، آشپزان جوان مشتاق را در چالشهای آشپزی دشوار و سرویسهای شام در رستوران خود در هالیوود، "آشپزخانه جهنم"، قرار میدهد تا استعداد و مهارت آنها را محک بزند.
یک آتش نشان نیویورکی به مکان جدیدی در آستین تگزاس منتقل میشود , او با پسرش تنها زندگی میکند و مواقعی که سرکار است باید نگران مشکلاتش نیز باشد
همبرگر فروشی باب در واقع یک مرکز خانوادگی متعلق به تمام خانواده ی باب می باشد که آن ها اداره اش می کنند و سریال حول محور ماجراهای روزانه آنها می باشد...
داستان چند شخص عادی گرفتار موقعیتهای خارقالعادهای را دنبال میکند، جایی که یک پیچ اشتباه به دیگری منجر میشود، تا زمانی که برای برگشتن خیلی دیر شده است.
کارل آلبرگ کارآگاهی است که به یک شهر ساحلی ساکت نقل مکان می کند تا روحیه ای را که توسط پلیس شهر بزرگ آسیب دیده است را آرام کند، اما این بهشت ملایم بیش از سهم خود راز دارد و کارل باید از تمام مهارت های خود برای حل قتل هایی که همچنان در ساحل او رخ می دهد استفاده کند.
داستان این کارتون زیبا مربوط به یک پسر 25 ساله به نام "فیلیپ فرای " است که در قرن بیستم زندگی می کند و شغلش رساندن پیتزا به دست مشتریان است. یه روز بر حسب اتفاق وقتی که در حال انجام کار و مشغول رساندن پیتزا به دست مشتریان بود ناخودآگاه درون دستگاهی می افتد که وی را 1000 سال منجمد نگه می دارد. حال او پس از 1000 سال از حالت انجماد خارج می شود و وارد قرن 31 می شود و متوجه می شود که کل جهان تغییر کرده است و تمامی ستارگان و سیاره ها توسط انسان ها کشف شده است و موجودات فضایی وجود دارند. در همین راستا "فیلیپ فرای " با پیرمردی دانشمندی به نام "پروفسور فارنسورت "که صد و شصت سال عمر دارد آشنا می شود. در همین بین "پرفسور فارنسورت "شغلی به "فیلیپ فرای " معرفی می کند و حال "فیلیپ فرای " باید به عنوان کسی که اشیا و لوازم مختلف را به نقاط فضا می رساند فعالیت کند...
داستان سریال با ورود دانشجوی تازه واردی به نام Grace به دانشگاه Wallace و تلاش او برای ورود به انجمن خواهری عجیب و محبوب دانشگاه که Kappa Sorority نام دارد، و توسط دختر سرسخت و بدطینتی به نام Chanel Oberlin هدایت می شود آغاز می شود. اما شرایط در سال جدید متفاوت می باشد چراکه ریاست دانشگاه Dean Cathy که به شدت از انجمن خواهری و Oberlin نفرت دارد اعلام کرده که شرایط برای عضویت همه دانشجویان در گروه باید برابر باشد و در نتیجه نیاز به آزمون هایی برای ورود به انجمن می باشد. اما در نخستین آزمون ورودی به انجمن اتفاق ناگواری رخ می دهد، شخصی با به تن کردن لباس طلسم گم شده مدرسه، The Red Devil با ماشین چمن زنی به یکی از دختران حمله کرده و او را به طرز فجیعی به قتل می رساند و این قتل آغازی می شود بر یک سری قتل های مرموز و عجیب که ظاهرا ریشه در اتفاقاتی دارد که بیست سال پیش در دانشگاه رخ داده است.
فکر میکنی میتونی برقصی (So You Think You Can Dance) نام یک مجموعه تلویزیونیست که از شبکه FOX پخش می شود. در واقع مجموعه این مجموعه مسابقه ای است میان شرکت کنندگان آن که هر کدام در یکی از انواع رقص ها مهارت دارند (یا فکر میکنند مهارت دارند). شرکت کنندگان از هر جنس و هر نژاد و با هر سبک موسیقی و رقص، در این مسابقه هنر نمایی می کنند و صحنه هایی اعجاب انگیز از توان بدنی یا خنده دار از حرکات مضحکی که به نظر خودشان زیباست ارائه می نمایند. سه داور (هیئت داروری مسابقه) بر رقص آنان نظارت دارند و در پایان بر اساس نمراتی که آنان به رقصنده ها میدهند، نفر یا تیم برتر انتخاب میشود و جایزه های ارزنده ای به آنان تعلق می گیرد...