"جو برت" پس از پایان جنگ جهانی دوم به توکیو بازمی گردد،شهری که زمانی در آن مالک یک بار بوده و همسرش "ترینا" را ترک کرده.آنها دختری هفت ساله دارند."کیمورا" با فاش کردن خیانت "ترینا" در زمان جنگ،"جو" را وارد دنیای تبهکاران می کند...
مردی که از جنایت های ارتش نازی برعلیه روستای نروژی اش به ستوح آمده، به انگلستان فرار میکند و در عوض با یک نیروی ویژه کماندو به سراغ ظالمان بازمیگردد...
« هرى فاورشام » ( کلمنتس ) از ادامه ى سنت خانواده و پیوستن به ارتش امتناع مىورزد و خواهان آرامش و ازدواج با « اتنه باروز » ( دوپرز ) است. اما سرانجام براى اثبات شهامتش به تنهایى عازم مصر مىشود ، در خطوط دشمن رخنه مىکند و دوستانش را از مخمصه و مرگ نجات مىدهد.