تیم کوچکی از بازرسان برای ردیابی و دستگیری خطرناکترین قاتلی که کشورمان تا به حال دیده است، گرد هم میآیند، که همگی به تازگی از یک زندان فوق سری فرار کردهاند که قرار نیست وجود داشته باشد.
الیس یک پلیس خشن و خشمگین است که از نقش خود به عنوان یک کارآگاه به واحد دریایی تنزل پیدا کرده است، در حالی که مکس یک کلاهبردار باهوش است که یک زندگی گذرا دارد و از هر کسی که ملاقات می کند کلاهبرداری می کند. هنگامی که مکس دستگیر می شود و در پایان به الیس کمک می کند تا یک جنایت محلی را حل کند، به این دو فرصت داده می شود تا خود را نجات دهند، الیس به کارآگاه باز می گردد و مکس در صورتی که بتوانند به یکدیگر اعتماد کنند و با هم کار کنند، خارج از زندان می ماند.
هنگامی که یک روانپزشک به یک فراری مرموز فرقه پناه می دهد، دنیای او زیر و رو می شود زیرا ورود دختر خانواده خود را از هم می پاشد.
داستان سریال دربارهی زندگی مرد جوانی به نام شان مورفی است که در شهر کوچکی زندگی میکند. او که مبتلا به سندروم ساوانت اوتیسمی میباشد ، یک رزیدنت بخش اطفال است که با توجه به ناتوانی پیشرفتهاش ، علیرغم اینکه یک رزیدنت نابغه به شمار میرود و با مهارت به درمان اطفال میپردازد ، در زندگی دچار مشکلاتی مانند برقراری ارتباط اجتماعی میباشد. او برای اینکه بتواند یک جراح کودکان شود با تلاش خود و با کمک دوستانش بر ناتوانیهای خویش غلبه میکند و موانع را کنار میزند...
داستان سریال در صدها سال آینده می گذرد. جائی یک فاجعهی ناگوار باعث از بین رفتن بشریت شده است. اندک افراد بازمانده که مسافران نامیده می شوند در می یابند که چگونه میشود اطلاعات را به گذشته ارسال کرد. آنها تلاش میکنند تا به مردم زمان حال (قرن 21) هشدار های لازم را بدهند بلکه از وقوع این فاجعه جلوگیری کنند...