عاشق شدن برای دو نوجوان به نام های ژولیت و کالیوپ دشوار است: چراکه یکی خون آشام است و دیگری شکارچی خون آشام.
دو برادر که در اواخر دهه 1980 از خیابان های متلاشی جنوب غربی دیترویت برخاسته و یکی از تأثیرگذارترین خانواده های جنایتکار را در این کشور به دنیا آوردند.
این سریال به عنوان یک اسپینآف برای سریال تایتانها به شمار میرود. در خلاصه داستان این سریال آمده است ، اعضای گروه دووم پاترول که توسط دکتر نایلز کولدر دور هم جمع شدهاند ، هر کدام حادثهی عجیب و غریبی را پشت سر گذاشته و تواناییهای فوقالعادهای را بدست آوردهاند. اما آسیبی که از این حوادث دیدهاند ، آنها را ترک نکرده و در حال نابود کردن آنها است و…
داستان دو خاندان بسیار ثروتمند آمریکایی را روایت میکند که برای احاطه بر آینده خود و کنترل فرزندانشان در ستیز هستند…
داستان Atlanta، پیرامون دو پسر عمو می باشد که به قصد فراهم کردن زندگی بهتر برای خود و خانوادههایشان، پا به عرصه موسیقی رپ در یکی از قطبهای موسیقی میگذارند. «ارنست مارکس» (دونالد گلاور) که یک مدیر برنامهی جوان است، در تلاش برای معرفیِ پسرعمویش، آلفرد مایلز (برایان تایری هنری) به عنوان یک رپر تازهوارد به دنیای موسیقی خیابانی می باشد...
دو برادر خون آشام به نام های «استفان» و «دیمن»، که دارای زندگی جاودانه هستند، قرن هاست که میلشان برای نوشیدن خون انسان را مخفی کرده و میان مردم زندگی می کنند. آن ها قبل از اینکه اطرافیان متوجه عدم تغییر سن آن ها شوند، از شهری به شهر دیگر نقل مکان میکنند. اکنون آن دو به شهر ویرجینیا بازگشته اند، همان جایی که به خون آشام تبدیل شدند. استفان پسر شریفی است و خون انسان را به خود ممنوع کرده تا مجبور نباشد کسی را بکشد، اما همواره سعی می کند مراقب اعمال برادر شرورش، دیمن باشد. بعد از آمدن به ویرجینیا، طولی نمی کشد که استفان عاشق یک دختر مدرسه ای بنام «الینا» میشود...