داستان افسر پلیسی بنام جف کول است که بتازگی از دانشکده پلیس فارق التحصیل شده و دوست دارد یک مامور پلیس مخفی باشد که همینطور هم میشود و برای ماموریتی سری انتخاب میشود .
با زیرنویس چسبیده
تسئوس دوک آتن قصد ازدواج با هیپولیتا ملکه آمازون را دارد. از طرفی هرمیا از ازدواجی اجباری سرباز زده و همراه با معشوقش لیساندر به جنگل می گریزند. پریان حاکم بر جنگل به زندگی آمده و...
با زیرنویس چسبیده
«رابرت» ( ایوان مک گرگور ) یک نظافتچی است که بعد از اینکه رئیسش او را اخراج کرده و یک روبات را جایگزین او می کند، تصمیم می گیرد دختر رئیسش، «کلین» ( کامرون دیاز ) را گروگان بگیرد و …
«هري بلک» (آلن)، رمان نويسي است که با صداقت مي گويد در زندگي درست عمل نمي کند اما در هنرش موفق است. تا به حال «هري» به شش روان کاو مراجعه و سه بار هم ازدواج کرده و از آشفتگي روحي اش به عنوان مايه ي اوليه ي کارهايش استفاده مي کند...
با زیرنویس چسبیده
هنگامی که یک زن متاهل، نامه ای عاشقانه که برای همسرش نوشته شده و او را به یک مهمانی دعوت کرده، پیدا می کند، برای کشف حقیقت، وارد یک ماجراجویی می شود ...
با زیرنویس چسبیده
رستورانی در حال ورشکستگی که توسط دو برادر اداره می شود بر روی یک شب بخصوص قمار می کنند تا حرفه و شغلشان را نجات دهند...
با زیرنویس چسبیده
یک محکوم اصلاح شده با کمک یک کارآگاه عصبانی مخفیانه به دنبال به دام انداختن یک اوباش روانی هستند ...
تامی کالینز که بیکار میباشد برای یکی از اعضای هیئت منصفه دعوت میشود و متوجه میشود برای هر روز 5 دلار دریافت میکند و در ادامه هیئت درگیر پیگیری یک پرونده قتل میشود...
جان مایه اصلی داستان حول زندگی شخصی و کاری کارمندان، پرستاران و دکترهای یک اتاق اورژانس میگذرد. این سریال در سال های ۱۹۹۴ تا ۲۰۰۹ پخش شده است و داستان آن براساس زندگی واقعی "مایکل کرکتون" است که در سال ۱۹۷۴ پزشک یار یک بیمارستان بود. ER مخفف عبارت Emergency room به معنی اتاق اورژانس است. این سریال در مدت ۱۵ سال پخش مداوم هیچگاه از بازدید آن کاسته نشد و با کسب امتیاز ۸ از دید مخاطبان به کار خود پایان داد. نکته جالب توجه درباره این سریال حضور کلکسیونی از بازیگران و سوپر استار های معروف هالیوود در نقش های مختلف و به عنوان مهمان است.
روزي چارلي لانگ (کيج)، پليس وظيفه شناس، در عوض انعام به «ايوون باياسي» (فاندا) که در يک کافه کار مي کند، قول مي دهد نيمي از برد خودش و همسرش (پرس) در بخت آزمايي را به او بدهد. فرداي آن روز، بليت «چارلي» برنده ي چهار ميليون دلار مي شود...