به گروهی از افراد به فرماندهی ژنرال نایرد دستور میدهند تا ششمین شاخه از نیروهای مسلح آمریکا را تحت عنوان نیروی فضایی تشکیل دهند و…
مکنزی مورفی که یک زن جوان و بد دهن است برای دیدن و کمک خواستن از خواهر ثروتمندش به ویلای بزرگش در گرینویچ میرود. ولی خواهرش توسط اف بی ای دستگیر میشود و در ازای کمک از مکنزی درخواست میکند تا مراقب بچههای آقازادهاش باشد...
سلینا میر (جولیا لوسی-دریفوس) یک سناتور ایالات متحده است که موفق می شود به مقام معاونت رییس جمهور آن کشور برسد؛ اما هیچ چیز آنگونه که او انتظار داشت نیست و همه چیز درست شبیه آن چیزهایی است که همه دوستانش به او اخطار داده بودند...
داستان اصلی سریال با خودکشی فردی به نام “تام رومر” شروع میشود که در ابتدا اصلا به دید بیننده مهم نیست. سپس با مرگ مرموز یکی از رئسای سازمان سیاست های داخلی امریکا (API) یعنی “دیوید هاداس” که با وجود رئیس بودن، پدر زن “ویل تراوز” (شخصیت اول این سریال) هم هست ادامه پیدا میکند و...
داستان سریال حول زندگیِ نانسی باتوین , مادر بیوه ای می گذرذ که مجبور شده برای امرار معاشِ خانوادش به کار فروشِ ماریجوانا (حشیش) رو بیارد . خانواده ی نانسی تشکیل شده از دو پسرش به نام های شِین و سایلس و خدمتکارش لوپیتا و برادرشوهرِ نانسی , اندی که به تازگی به خانه شان آمدند. این سریال کمدی از طنز تلخ و قوی ای برخوردار است . شخصیت پردازی سریال بسیار جالب است طوری که شما از هیچ شخصیتی متنفر نمی شوید , حتی کثیف ترین و خطرناک ترین گانگستر های مواد مخدر از خیلی زوایا دوست داشتنی و جذاب به نظر می آیند ، نانسی (با بازیِ Mary Louise Parker) شخصیتی بسیار گیج و مبهم دارد. با وجود این که قصدش تامین زندگی مناسب برای بچه هایش است ولی بیشتر مشکلات زیادی برای خوانواده بوجود می آورد.
معاون فرمانده پلیس (برندا جانسون) به علت داشتن تواناهایی های بسیار بالا به بخش قتل پلیس لس آنجلس منتقل میشود. توانایی ذاتی او خواندن ذهن مردم و گرفتن اعتراف باعث شده تا سخت ترین پروندها را به او واگذار کنند…
این سریال داستان کمدی مرد جوانی است به نام مایکل که به تازگی همسر خود را از دست داده و باید به تنهایی از پسر ۱۳ساله خود مراقبت کند. اما این تنها گوشه کوچکی از مشکلات اوست. او عضوی از یک خانواده بزرگ است که اکنون به دلیل مشکلات اقتصادی در حال از هم پاشیدن است. مایکل وضیفه دارد اعضای خانواده را در کنار یکدیگر نگه دارد اما هر یک از این اعضا به شکلی دیوانه اند. از اینجا سیر کمدی بی نظیر سریال آغاز می شود.
داستان سریال درباره زندگی کاری و خانوادگی دو پزشک جراح پلاستیک مشهور در میامی می باشد. این دو پزشک بعضا از لحاظ شخصیتی کاملا متفاوت هستند. دکتر ""شان مکنامارا" دکتری ماهر و متخصص است که مرد خانواده است، کم حرف و تو دار و صادق است و به اصول پزشکی وفا دار است. در مقابل دکتر " کریسشن تروی" زرنگ و پول پرست است، با زنان بسیاری ارتباط دارد و چندان به اصول پزشکی و حرفه ای پای بند نیست، او حتی حاضر است به همکار خود دروغ بگوید و چهره مجرمی تحت تعقیب را در مقابل در یافت مبلغی هنگفت عوض نماید ، او با زنانی که خود و همکارش چهره یا بدن آنها را زیبا یا اصلاح کرده ، هم بستر می شود و برای خلق دوباره چنین زنان زیبایی بر خود درود می فرستتد...
«دانا جنسن» زنی از یک شهر کوچک است که تمام تلاشش را می کند تا به آرزوی دیرینه اش، یعنی گرفتن یک شغل بعنوان مهماندار هواپیما، برسد...