5 جوان بزهکار با حکم دادگاه مجبور می شوند در بخش خدمات شهری کار کنند و ساختمون فرسوده ای رو تمیز کنند. در این حین طوفانی شروع میشه و با اصابت رعد و برق به این پنج نفر هرکدوم به قدرت خاصی دست پیدا میکنند....
داستان سریال درباره "برنارد" هست که یک مغازه ی کتاب فروشی دارد .. ولی اصلا علاقه ای به فروش کتابهاش ندارد .. "مانی" که یه ادم عصبی و استرسی هست به مغازه ی "برنارد" میاد و کتاب آرامش و خونسری رو از اون میخره و بر حسب اتفاق کتاب توی لیوان چاییش میوفته و اونو قورت میده .. وقتی پزشکها میخوان اونو جراحی کنن متوجه میشن که کتاب جذب بدن اون شده و دیگه قابل جدا کردن نیست .. و همین باعث میشه که "مانی" به یک شخصیت آروم و ریلکس تبدیل بشه ...