روزى « يوزف ك » ( پركينز )، كارمند بانك، را بازرس پليس ( فوا ) و دو دستيارش ( كرنز و هان ) دستگير مىكنند. او مرتكب جرمى نشده و از اتهامش نيز اطلاعى ندارد...
در درگیرى مسلحانهاى در باراندازهاى ناپل ، مردى به نام « براکو » ( اصلان ) به قتل میرسد . آخرین صحبتهاى « براکو » مربوط میشود به « آقاى آرکادین » ( ولز ) و « گاى وان استراتن » ( آردن ) تصمیم میگیرد « آکاردین » را که مرد بسیار ثروتمندى است ، تلکه کند .