داستان سریال درباره پسری به اسم رایان (Elijah Wood) هست که از کارش که وکالت باشه بیرون انداخته شده و الان خیلی افسرده است رایان یه شب تصمیم می گیره خودکشی کنه و یه عالمه قرص می خوره اما حالا از شانس بد یا خوبش نمی میره اما از صبح همون روز سگ همسایه اش رو در هیبت یه ادم می بینه و خیال می کنه که توهم زده حالا این سگه که اسمش ویلفرد هست و از قضا حیوون(ادم) بسیار بددهنی هم هست می خواد به رایان زندگی رو یاد بده …
سریال shameless درباره ی یک خانواده ی واقعا در هم بر هم و گنگ است. این خانواده پدری دائم المست دارد به همراه 6 فرزند قد و نیم قد بدون همسر ! که شبیه به هیچ خانواده ای نیست.سریال حول محور نداری ها و بی مسئولیتی پدر خانواده میچرخه.پدر به جای اینکه کار کنه و پول دربیاره پول هایی که بچه ها بدست آوردن رو به باد میده.ولی داستان به این گونه نیست که شمارو ناراحت کنه !
چند دوست بعد از پایان دوران تحصیل تصمیم می گیرند که با هم زندگی کنند و در حین این زندگی مشترک حوادث فوق العاده خنده داری رخ می دهد که …
با زیرنویس چسبیده
یک دختر جوان از شهری کوچک به لس آنجلس نقل مکان میکند و جایگاهش را در یک کلاب رقص پیدا میکند. کلابی که بوسیله یک رقصنده مشهور قدیمی اداره میشود..
استان سریال درباره ی فوتبال مجازی است که چند دوست و رفیق دیرینه هر سال برای بدست آوردن جام با هم به جدال و مسابقه می پردازند...
سریال به خانواده های «جی پریچت»، دخترش «کلر» و پسرش «مایکل» که همه در لس آنجلس زندگی می کنند می پردازد. «کلر» مادر خانه داری است که همسر «فیل دانفی» است و سه بچه دارد. جی با «گلوریا»، دختر جوان کلمبیایی ازدواج کرده است و به او کمک می کند تا پسر نونهالش را بزرگ کند. «مایکل» و پارتنرش «کامرون تاکر»، کودکی ویتنامی بنام «لیلی»، را به فرزند خواندگی گرفته اند.
در شب آخر سه ماه مالی دنیس، یک مدیر بازیگوش و شیطون، وی شرط می گذارد که اگر روزی 9000 دلار کسب کنند او همچنان مدیریت را بر عهده بگیرد. حال او برای اینکه کارکنانش را تحریک کند، به آنها می گوید که اگر به این هدف دست نیابند، رستوران برای همیشه بسته خواهد شد.
سریال درباره متخصصین حرفه ای ای هست که توسط FBI گرد هم میان تا یه قاتل زنجیره ای رو گیر بیاندازند...
اگر سریال Friends را دیده باشید حتما شخصیت کمدی جویی را میشناسید . این سریال در ادامه سریال Friends ساخته شده و نشان میدهد که جویی به هالیود نزد خواهر و خواهر زاده اش میرود تا هنر پیشه محبوبی شود
داستان در مورد روزهای معمولی از زندگی مادر و دختری در یک شهر کوچک اطراف نیویورک است. ماجرای شاد بودنها و غمگین شدنها، نیازها و تلاشها، موفق شدنها و گاهی هم شکست خوردنها. مادر ۳۲ ساله است و دختری ۱۶ ساله دارد. کابوس او در زندگی این است که دخترش اشتباهات او را تکرار کند و تمامی توان خود را در جلوگیری از این موضوع می کند....