هنگامی که یک عده تروریست کنترل مدرسه ای را در دست می گیرند، گروهی از دانش آموزان سعی می کنند تا در برابر آن ها مقاومت کنند...
"سینتیا" برای صحبت در مورد قتل همسر بهترین دوستش نزد بازرس "جان" می رود. داستان از طریق چندین فلشبک روایت می شود و...
مامور پلیس اهل بروکلین در حالی که مشغول تفریحات خانوادگی است، تماس تلفنی دریافت می کند مبنی بر اینکه بهترین دوستش کشته شده است...
با زیرنویس چسبیده
با دوبله فارسی
مامور جکی استخدام می شود تا مخفیگاه طلاهای نازیها را در صحرای آفریقا پیدا کند. او با سه زن که به طریقی با هم ارتباط دارند همکار می شود. از طرفی گروهی مزدور هم به دنبال طلاها است و...
«مارتين برني» (برگين)، شوهر «لورا» (رابرتس)، دچار پارانوياست و سخت نسبت به همسرش احساس مالکيت دارد. شبي يکي از دوستان از آن دو دعوت مي کند تا نيمه شب با قايقي تفريحي در دريا گشتي بزنند. طوفاني ناگهاني در مي گيرد و «لورا» به آب مي افتد. ديگران فکر مي کنند او غرق شده اما «لورا» با نام جعلي «سارا واترز» به شهر کوچکي در آيوا مي رود...
سه دوست صمیمی، که یک گروه از سارقان حرفه ای اشیا هنری را تشکیل داده اند، پس از درگیر شدن با یک مثلث عشقی، دچار مشکلات بسیاری شده و...
"دن مریک" از یک تصادف سخت رانندگی در حالیکه دچار فراموشی شده خارج می شود. او متوجه می شود که با "جودیت" که تلاش می کند او را دوباره به زندگی بازگرداند ازدواج کرده است. او بطور مداوم خاطراتی از مکانها و اتفاقاتی که بیاد نمی آرد را تجربه می کند و...
«کانر مک ليود» (لامبر) و خويشاوندش، «دانکن» (پل)، جزو فرقه ي «ناميرايان» هستند؛ فرقه اي مخفي که اعضايش فقط با جدا شدن سر از تن شان مي ميرند. «کانر» و «دانکن» ناخواسته وارد مسابقه اي مي شوند که طي آن، «ناميرا» هاي خوب و بد به مبارزه با يک ديگر مي پردازند تا در نهايت فقط يکي از آنان در دنيا باقي بماند...
با زیرنویس چسبیده
با دوبله فارسی
داستان فیلم مربوط به دکتر روانشناسی است که با استفاده از علم روانشناسی میتواند محیط اطراف خود و انسانهای آن را تحت تأثیر قرار دهد و خیلی راحت بر آنها مسلط شود. کم تر کسی میتوانست جلوی او طاقت بیاورد وی علی رغم کارهایش فردی آزادی خواه بود و میخواست مانند بقیه انسانها زندگی کند ولی پلیس مسئله را بسیار خطرناک دانسته بود و سعی میکرد وی را در زندانهای امنیتی نگهداری کند . وی به خون خواری نیز معروف شده و در مواردی به کندن پوست صورت، جویدن گردن و رگهای قربانی نیز دست میزد.
سروان جیک گرافتن (جانسن)، خلبان نیروی دریائی امریکا پس از مرگ مورگان مکفرسن (ریچ)، هم پروازش، بر اثر مأموریتی بد برنامهریزی شده، بر روی یک ناو هواپیمابر مستقر شده است. ̎گرافتن که به وضعیت نظامی فعلی بدبین شده، معتقد است که اگر بر جای سیاستمدارها، ادارهٔ جنگ را به دست سربازان بسپارند، پیروزی، قریبالوقوع و قطعی خواهد بود. ورجیل کول (دافو)، خلبانی بسیار با اعتماد به نفس نیز با او هم عقیده است. این دو به اتفاق، یک بمبافکن ۶ـA معروف به "مزاحم" را به پرواز در میآورند تا در مأموریتی غیر مجاز، هانوی را بمباران کنند....