خانواده ای به یک خانه هوشمند قدیمی نقل مکان می کنند و متوجه می شوند که این خانه تحت کنترل یک دستیار مجازی است...
در یک مغازه مرموز که لامپ میفروشد، ممکن است مردهها به دنیای زندهها برگردند، در حالی که زندهها ممکن است زنده بیرون نروند.
مجموعهای از نوارهای ویدئویی از یک قاتل زنجیرهای را بررسی میکند که قربانیانی را به بهانههای واهی استخدام میکند تا از او فیلم بگیرند. هر قسمت یک قربانی جدید را نشان می دهد.
Kirei در شهری ساکن است که اخیراً شاهد وقایع عجیبی و غریبی است. همه این اتفاقات به نحوی به یک مارپیچ مرتبط میشوند. بهزودی، این رویدادهای مارپیچی گسترش یافته و حتی به بدن انسانها نیز سرایت میکنند. این اتفاقات، زندگی روزمره Kirei را به آشفتگی و وحشتی عمیق فرو میبرد.
یک کارآگاه و یک راهبه به بررسی یک سری جنایات شنیع می پردازند که شخصی به نظر می رسند، در حالی که با مسائل شخصی دست و پنجه نرم می کنند و شبکه ای شوم را کشف می کنند که بیشتر از پاسخ سؤالات را ایجاد می کند.
گروهی از همسایگان که در مزرعه ای در روستایی جورجیا به دام افتاده اند، باید اختلافات خود را کنار بگذارند و در مواجهه با یک تهدید مرموز و مرگبار متحد شوند.
ناتاشا از اینکه نزدیک ترین دوستانش همگی بچه دار می شوند، عصبانی است. اما زمانی که او به طور غیرمنتظره ای بچه ی به او سپرده می شود، زندگی اش به طرز چشمگیری تغییر کرده و به یک نمایش ترسناک سورئال تبدیل می شود.
«تاروت» بهعنوان مجموعهای متشکل از هفت اپیزود ترسناک همهجانبه درگیر رویدادهای اسرارآمیزی است که میتواند بخشی از زندگی روزمره هر کسی باشد، همه حول محور کارتهای تاروت. داستان زمانی آغاز میشود که شخصیتهای اصلی هر کدام کارتهای تاروت متفاوتی دریافت میکنند و در آن لحظه، سرنوشت خود را میبینند که توسط کارتهای تاروت پیچ خورده نفرین شده است.
گروهی از دانشآموزان دبیرستانی که به دلیل تفاوتهایشان طرد شدهاند، یک گروه موسیقی هوی متال تشکیل میدهند. با توجه به علاقه ناگهانی مردم شهر به ماوراءالطبیعه، آنها تصمیم میگیرند تا با ایجاد یک تصویر شیطانی از خود، شهرت کسب کنند. اما به زودی، وقایع عجیبی رخ میدهد که باعث میشود آنها به عنوان عامل اصلی این اتفاقات معرفی شوند و شکار جادوگران شوند.